رسول بلاوی؛ سجاد سلامات؛ عاطفه سعدونی؛ زینب علیپور سعیدی؛ زینب نیسی زاده؛ رقیه عساکره
چکیده
یُعد الأدب المقاوم من أبرز أشکال التعبیر الإنسانی الذی یتفاعل مع المآسی السیاسیة والاجتماعیة، حیث لا یکتفی بتصویر المعاناة، بل یسهم فی بلورة الوعی الجمعی وتثبیت القیم النضالیة. وفی هذا الإطار، یضطلع الشاعر بدور محوری، إذ تتجاوز قصیدته البعد الجمالی لتتحول إلى وسیلة مقاومة فکریة وثقافیة، تعبّر عن هموم الجماعة وتسهم فی الدفاع عن ...
بیشتر
یُعد الأدب المقاوم من أبرز أشکال التعبیر الإنسانی الذی یتفاعل مع المآسی السیاسیة والاجتماعیة، حیث لا یکتفی بتصویر المعاناة، بل یسهم فی بلورة الوعی الجمعی وتثبیت القیم النضالیة. وفی هذا الإطار، یضطلع الشاعر بدور محوری، إذ تتجاوز قصیدته البعد الجمالی لتتحول إلى وسیلة مقاومة فکریة وثقافیة، تعبّر عن هموم الجماعة وتسهم فی الدفاع عن قضایاها المصیریة. کما أنّ أفعال المقاومة وآلیاتها تختلف وتتنوع من أدیب إلى آخر، تبعًا لکون المقاومة فعلًا غیر محدد بحدود ثابتة، إذ یقاوم کلّ إنسان بما یمتلکه من أدوات تعبیریة. وانطلاقًا من ذلک، سعى هذا البحث، المعتمد على المنهج الوصفی–التحلیلی، إلى دراسة ملامح المقاومة فی دیوان «وصیة طفل فلسطینی» للشاعر العراقی المعاصر مرتضى التمیمی، مع الترکیز على تحلیل الرموز الفنیة والصور الشعریة الموظَّفة فی التعبیر عن معاناة الطفل الفلسطینی ضمن سیاق أدب المقاومة. وقد أظهرت نتائج البحث أن الخطاب الشعری المقاوم للتمیمی ینهض على أربعة أبعاد رئیسیة متداخلة: تأکید الهویة عبر التمسک برموز الحیاة والموروث الثقافی والدینی، وتخلید الشهادة بتصویر الشهید کأیقونة للصمود، واستثمار السخریة الناقدة لفضح التناقض فی الخطابات السیاسیة والدینیة السائدة، وترسیخ الأمل کمحرک معنوی دافع نحو التحرر. کما حول النص معاناة الطفل الفلسطینی من حیز الفردی إلى رمز جماعی یجسد ذاکرة الأمة وصمودها، محوّلاً الدیوان من مجرد شهادة شعریة إلى مشروع ثقافی مقاوم یعید بناء الهویة ویصوغ وعیاً جمعیاً جدیداً، ویؤکد قدرة الخطاب الشعری على أن یکون فعلاً مقاوماً فاعلاً فی إطار المقاومة الثقافیة الشاملة.
حسین نوازنی
چکیده
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین ...
بیشتر
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین جادت أصابعاً قاسمیّة» اثر «مرتضی التمیمی» بر اساس نظریه ژرار ژنت میپردازد. ژنت در نظریۀ ترامتنیت خود، پنج نوع رابطۀ میانمتنی را تعریف میکند که از میان آنها، روابط بیشمتنی و پیرامتنی چارچوب نظری اصلی این پژوهش را تشکیل میدهند. مسأله اصلی پژوهش این است که شاعر چگونه با بهرهگیری از روابط «بیشمتنی» و «پیرامتنی»، دالهای شناوری همچون «دست» و «فرودگاه» را در ساختاری جدید تثبیت معنایی کرده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نتایج حاکی از آن است که شاعر از مکانیسم «دگرگونی جدّی» برای خلق بیشمتن خود بهره برده است؛ بهگونهای که روایت قطع شدن دست حضرت عباس(ع) در متن حاضر حلول کرده و شخصیت شهید سلیمانی به عنوان برگرفتهای از آن الگو بازنمایی شده است. همچنین یافتهها بیانگر آن است که پیرامتنهایی نظیر تقدیمنامه، خوانش مخاطب را به سمت تفسیری فراتاریخی هدایت کرده و شاعر با بُنمایۀ مرکزی «دست»، زمان خطی را به زمان اسطورهای عاشورا پیوند زده و گفتمانی مبنی بر ایدئولوژی مقاومت و پیروزی جبهۀ حق ایجاد کرده است.