حسین نوازنی
چکیده
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین ...
بیشتر
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین جادت أصابعاً قاسمیّة» اثر «مرتضی التمیمی» بر اساس نظریه ژرار ژنت میپردازد. ژنت در نظریۀ ترامتنیت خود، پنج نوع رابطۀ میانمتنی را تعریف میکند که از میان آنها، روابط بیشمتنی و پیرامتنی چارچوب نظری اصلی این پژوهش را تشکیل میدهند. مسأله اصلی پژوهش این است که شاعر چگونه با بهرهگیری از روابط «بیشمتنی» و «پیرامتنی»، دالهای شناوری همچون «دست» و «فرودگاه» را در ساختاری جدید تثبیت معنایی کرده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نتایج حاکی از آن است که شاعر از مکانیسم «دگرگونی جدّی» برای خلق بیشمتن خود بهره برده است؛ بهگونهای که روایت قطع شدن دست حضرت عباس(ع) در متن حاضر حلول کرده و شخصیت شهید سلیمانی به عنوان برگرفتهای از آن الگو بازنمایی شده است. همچنین یافتهها بیانگر آن است که پیرامتنهایی نظیر تقدیمنامه، خوانش مخاطب را به سمت تفسیری فراتاریخی هدایت کرده و شاعر با بُنمایۀ مرکزی «دست»، زمان خطی را به زمان اسطورهای عاشورا پیوند زده و گفتمانی مبنی بر ایدئولوژی مقاومت و پیروزی جبهۀ حق ایجاد کرده است.