نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبایت عرب، دانشگاه سمنان، سمنان
چکیده
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین جادت أصابعاً قاسمیّة» اثر «مرتضی التمیمی» بر اساس نظریه ژرار ژنت میپردازد. ژنت در نظریۀ ترامتنیت خود، پنج نوع رابطۀ میانمتنی را تعریف میکند که از میان آنها، روابط بیشمتنی و پیرامتنی چارچوب نظری اصلی این پژوهش را تشکیل میدهند. مسأله اصلی پژوهش این است که شاعر چگونه با بهرهگیری از روابط «بیشمتنی» و «پیرامتنی»، دالهای شناوری همچون «دست» و «فرودگاه» را در ساختاری جدید تثبیت معنایی کرده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نتایج حاکی از آن است که شاعر از مکانیسم «دگرگونی جدّی» برای خلق بیشمتن خود بهره برده است؛ بهگونهای که روایت قطع شدن دست حضرت عباس(ع) در متن حاضر حلول کرده و شخصیت شهید سلیمانی به عنوان برگرفتهای از آن الگو بازنمایی شده است. همچنین یافتهها بیانگر آن است که پیرامتنهایی نظیر تقدیمنامه، خوانش مخاطب را به سمت تفسیری فراتاریخی هدایت کرده و شاعر با بُنمایۀ مرکزی «دست»، زمان خطی را به زمان اسطورهای عاشورا پیوند زده و گفتمانی مبنی بر ایدئولوژی مقاومت و پیروزی جبهۀ حق ایجاد کرده است.
کلیدواژهها
عنوان مقاله [العربیة]
وظیفة النصّیة الفائقة فی إعادة إنتاج المفاهیم العاشورائیة فی شعر المقاومة عند مرتضى التمیمی وفقاً لنظریة جیرار جینیت؛ دراسة حالة: قصیدة رثاء الشهید قاسم سلیمانی
نویسنده [العربیة]
- حسین نوازنی
عضو هیئة التدریس فی قسم اللغة العربیة وآدابها، جامعة سمنان، سمنان.
چکیده [العربیة]
لطالما شهد أدب المقاومة العراقی تفاعلاً حیویاً مع الموروث الدینی والوقائع التاریخیة للتشیّع. وإثر اغتیال القائد الشهید قاسم سلیمانی، نشأت قصائد تخطّت حدود الرثاء، ساعیةً إلى إسباغ بُعدٍ أسطوریٍّ على هذا الحدث. یروم هذا البحث استکشاف آلیات الربط بین حدثٍ سیاسیٍّ معاصرٍ والسردیات الدینیة الکبرى، وذلک من خلال التحلیل التراناصّی لقصیدة «حین جادت أصابعاً قاسمیّة» للشاعر مرتضى التمیمی، فی ضوء نظریة جیرار جینیت. وقد حدّد جینیت فی نظریته التراناصّیة خمسة أنماط من العلاقات بین النصوص، وتُشکّل من بینها العلاقتان النصّیة الفائقة والمناصّیة الإطارَ النظریَّ الرئیس لهذا البحث. وتتمحور إشکالیة البحث حول التساؤل الآتی: کیف تمکّن الشاعر، بتوظیف العلاقات النصّیة الفائقة والمناصّیة، من تثبیت دوالٍّ عائمةٍ کـ«الکفّ» و«المطار» ضمن بنیةٍ دلالیةٍ جدیدة؟ اعتُمد فی هذا البحث المنهجُ الوصفی-التحلیلی، وقد أسفرت النتائج عن أنّ الشاعر وظّف آلیة «التحویل الجادّ» فی صیاغة نصّه الفائق؛ إذ استُحضرت روایة قطع یدَی العباس (علیه السلام) فی النصّ الراهن، وأُعید تمثیل شخصیة الشهید سلیمانی بوصفها امتداداً لذلک الأنموذج المقدّس. فضلاً عن ذلک، کشفت النتائج أنّ المناصّات — کالإهداء — قد وجّهت تلقّی القارئ نحو تأویلٍ ما فوق تاریخیٍّ، وأنّ الشاعر، عبر البنیة الرمزیة المرکزیة «الید»، قد عقد صلةً بین الزمن الخطّی والزمن الأسطوری لعاشوراء، مؤسِّساً خطاباً قائماً على أیدیولوجیا المقاومة وانتصار جبهة الحقّ.
الکلمات المفتاحیة: اللسانیات، أدب المقاومة، جیرار جینیت، التراناصّیة، النصّیة الفائقة، مرتضى التمیمی، الشهید سلیمانی.
کلیدواژهها [العربیة]
- اللسانیات
- أدب المقاومة
- جیرار جینیت
- التراناصّیة
- النصّیة الفائقة
- مرتضى التمیمی
- الشهید سلیمانی