مقاله پژوهشی
حسین نوزانی
چکیده
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین ...
بیشتر
ادبیات پایداری عراق همواره تعاملی پویا با میراث مذهبی و رخدادهای تاریخی تشیع داشته است. پس از ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، سرودههایی شکل گرفت که فراتر از سوگواری، به دنبال معنابخشی اسطورهای به این رخداد بودند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی ارتباط میان یک رخداد سیاسی معاصر با کلانروایتهای مذهبی، به تحلیل ترامتنی قصیده «حین جادت أصابعاً قاسمیّة» اثر «مرتضی التمیمی» بر اساس نظریه ژرار ژنت میپردازد. ژنت در نظریۀ ترامتنیت خود، پنج نوع رابطۀ میانمتنی را تعریف میکند که از میان آنها، روابط بیشمتنی و پیرامتنی چارچوب نظری اصلی این پژوهش را تشکیل میدهند. مسأله اصلی پژوهش این است که شاعر چگونه با بهرهگیری از روابط «بیشمتنی» و «پیرامتنی»، دالهای شناوری همچون «دست» و «فرودگاه» را در ساختاری جدید تثبیت معنایی کرده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و نتایج حاکی از آن است که شاعر از مکانیسم «دگرگونی جدّی» برای خلق بیشمتن خود بهره برده است؛ بهگونهای که روایت قطع شدن دست حضرت عباس(ع) در متن حاضر حلول کرده و شخصیت شهید سلیمانی به عنوان برگرفتهای از آن الگو بازنمایی شده است. همچنین یافتهها بیانگر آن است که پیرامتنهایی نظیر تقدیمنامه، خوانش مخاطب را به سمت تفسیری فراتاریخی هدایت کرده و شاعر با بُنمایۀ مرکزی «دست»، زمان خطی را به زمان اسطورهای عاشورا پیوند زده و گفتمانی مبنی بر ایدئولوژی مقاومت و پیروزی جبهۀ حق ایجاد کرده است.
مقاله پژوهشی
محدثه برزگرسرای؛ محمد ستایش پور
چکیده
امنیت یکی از بنیادیترین کارکردهای هر نظام حکمرانی است؛ با این حال، در الگوی اسلامی حکمرانی مطلوب، امنیت مفهومی تقلیلیافته به حوزه نظامی یا انتظامی نیست، بلکه پدیدهای چندبعدی، درونزا و ساختاری است که ابعاد انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و بینالمللی را بهطور همزمان در بر میگیرد. این پژوهش با هدف تبیین نقش حکمرانی ...
بیشتر
امنیت یکی از بنیادیترین کارکردهای هر نظام حکمرانی است؛ با این حال، در الگوی اسلامی حکمرانی مطلوب، امنیت مفهومی تقلیلیافته به حوزه نظامی یا انتظامی نیست، بلکه پدیدهای چندبعدی، درونزا و ساختاری است که ابعاد انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و بینالمللی را بهطور همزمان در بر میگیرد. این پژوهش با هدف تبیین نقش حکمرانی مطلوب اسلامی در تأمین امنیت داخلی و خارجی، به بررسی پیوند میان کیفیت حکمرانی، عدالت، مشارکت مردمی و ثبات امنیتی پرداخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و با بهرهگیری از منابع بنیادین اسلامی شامل آیات قرآن کریم، نهجالبلاغه و آثار اندیشمندان برجسته اندیشه سیاسی اسلام، و همچنین با مقایسه تطبیقی این مبانی با نظریههای معاصر امنیت از جمله رئالیسم، لیبرالیسم، سازهانگاری، مکتب کپنهاگ و نظریه امنیت انسانی UNDP انجام شده است.یافتههای پژوهش نشان میدهد که در اندیشه اسلامی، امنیت پایدار نتیجه مستقیم حکمرانی عادلانه، سلامت نهادهای سیاسی و اقتصادی، مبارزه ساختاری با فساد، تقویت سرمایه اجتماعی، مشارکت فعال مردمی و استقرار اخلاق در ساخت قدرت است. در این چارچوب، امنیت داخلی از مسیر عدالت اجتماعی، اعتماد عمومی، رفاه اقتصادی و امنیت فرهنگی و معرفتی تحقق مییابد و نه صرفاً از طریق ابزارهای قهری. همچنین امنیت خارجی در الگوی اسلامی مبتنی بر استقلال سیاسی و اقتصادی، بازدارندگی عادلانه، دیپلماسی اخلاقمدار، وفای به عهد و پیوند وثیق میان انسجام داخلی و سیاست خارجی تعریف میشود.تحلیل تطبیقی نشان میدهد که اگرچه نظریههای معاصر امنیت در دهههای اخیر به ابعاد غیرنظامی امنیت توجه کردهاند، اما الگوی اسلامی از آغاز، امنیت را مفهومی انسانمحور، اخلاقمدار و عدالتبنیان دانسته است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که الگوی حکمرانی مطلوب اسلامی، ظرفیت ارائه چارچوبی جامع و کارآمد برای طراحی راهبردهای امنیت داخلی و خارجی و سیاستهای امنیت ملی را داراست و میتواند پاسخی مؤثر به تهدیدات پیچیده و ترکیبی جهان معاصر ارائه دهد.
مقاله پژوهشی
احمد کرمی
چکیده
چکیده:داستانهای قرآنی از غنی ترین و پرنفوذترین منابع الهام در ادبیات معاصر عرب به شمار میروند و از ظرفیت بالایی برای بازخوانی مسائل اجتماعی، سیاسی و هویتی برخوردارند. با وجود پژوهشهای متعدد درباره بازتاب داستان حضرت یوسف (ع) در شعر عربی، سهم شاعران یمنی، بهخصوص در ادبیات مقاومت، کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی ...
بیشتر
چکیده:داستانهای قرآنی از غنی ترین و پرنفوذترین منابع الهام در ادبیات معاصر عرب به شمار میروند و از ظرفیت بالایی برای بازخوانی مسائل اجتماعی، سیاسی و هویتی برخوردارند. با وجود پژوهشهای متعدد درباره بازتاب داستان حضرت یوسف (ع) در شعر عربی، سهم شاعران یمنی، بهخصوص در ادبیات مقاومت، کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای، حضور مفهومی و هنری سوره یوسف را در قصیدۀ «حُلْمُ العَودة یَقُدُّ قمیصَ الغیاب» اثر حسن المرتضی تحلیل میکند. یافتهها نشان میدهد که شاعر با بهرهگیری خلاقانه از برخی آیات، واژگان و ساختار روایی سوره یوسف، تصویری نو از وضعیت فلسطین، رنج آوارگی، خیانت برخی قدرتهای منطقهای و بینالمللی و آرزوی دیرینۀ بازگشت را بازآفرینی میکند. او ضمن فراخوانی گزارههای قرآنی همچون «قدّ القمیص»، «الجبّ»، «ثمن بخس»، «أحلام» و «ألقوه»، با تصرفات معنایی و واژگانی سنجیده، میان کنعانِ قصه و فلسطین معاصر پیوندی انداموار ایجاد کرده است. این بینامتنیت قرآنی نه تنها موجب تقویت بار عاطفی و تأثیرگذاری قصیده شده بلکه توانسته است شخصیت یوسف را به نمادی از فلسطینیِ مظلوم اما ایستاده در برابر دسیسهها بدل سازد. نتیجه آنکه قصیدۀ حلم العودة نمونهای شاخص از تعامل هنری با میراث قرآنی در شعر مقاومت یمن است و ظرفیتهای گسترده داستان یوسف برای بازخوانی واقعیتهای جهان اسلام را آشکار میکند..
مقاله پژوهشی
فخرالدین گوهری؛ خدابخش اسداللهی
چکیده
این مقاله به بررسی روابط قدرت، هویت و ایدئولوژی اشعار سلمان هراتی در دو دفتر «از آسمان سبز» و «دری به خانه خورشید» با تأکید بر نظریه فرکلاف میپردازد. در این تحقیق، با تحلیل اشعار هراتی در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، تلاش شده است تا شیوه بازتاب و نقد ساختارهای قدرت در عرصه جهانی و ایدئولوژی نوپای حاکم در جامعه مورد بررسی ...
بیشتر
این مقاله به بررسی روابط قدرت، هویت و ایدئولوژی اشعار سلمان هراتی در دو دفتر «از آسمان سبز» و «دری به خانه خورشید» با تأکید بر نظریه فرکلاف میپردازد. در این تحقیق، با تحلیل اشعار هراتی در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، تلاش شده است تا شیوه بازتاب و نقد ساختارهای قدرت در عرصه جهانی و ایدئولوژی نوپای حاکم در جامعه مورد بررسی قرار گیرد. سلمان هراتی از چهرههای سرآمد شعر انقلاب اسلامی محسوب میشود. شعر او متعهد، صمیمی و بیپیرایه است. هراتی با ابیات بسیار ساده، ارزشهای بیبدیل انسانی و مفاهیم عمیق روحانی را مطرح میکند و اغلب شعرهای او اجتماعی است. نتایج نشان میدهد که هراتی با استفاده از زبان شاعرانه خود، به تبیین مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زمانه خود همت گماشته، از طریق ارایه تصاویر و نمادهای خاص، به نقد نابرابریها و آسیبها پرداخته است. در سطح توصیف این تحقیق، به واکاوی میزان تأثیر و تأثر هراتی از گفتمان انتقادی پرداخته شده است. این مطالعه با تطبیق مضامین و شیوههای زبانی اشعار هراتی با نظریه فرکلاف، بیان میکند که چگونه زبان به عنوان ابزاری بی بدیل برای نشان دادن نارضایتی و جستجوی عدالت اجتماعی به کار میرود و گفتمانهای اجتماعی و سیاسی را که در بستر تاریخی و فرهنگی خاص خود شکل گرفتهاند، بازتاب می دهد.
مقاله پژوهشی
حجت لطفی قراملکی؛ مرتضی مداحی
چکیده
مفهوم «مقاومت»، که ریشه در تجربیات تاریخ انقلاب اسلامی ایران دارد، طی دهههای اخیر توجهات فراوانی را در سطح داخلی و جهانی به خود جلب کرده و موجب جریانسازی فکری و عملی شده است. حرکت مقاومت، برای تحقق اهداف خود، نیازمند درک دقیق مفهومشناسی آن، تعیین حدود و ویژگیهایش، و تمایز آن از مفاهیمی چون جنگ و جهاد است. بررسی این مفهوم ...
بیشتر
مفهوم «مقاومت»، که ریشه در تجربیات تاریخ انقلاب اسلامی ایران دارد، طی دهههای اخیر توجهات فراوانی را در سطح داخلی و جهانی به خود جلب کرده و موجب جریانسازی فکری و عملی شده است. حرکت مقاومت، برای تحقق اهداف خود، نیازمند درک دقیق مفهومشناسی آن، تعیین حدود و ویژگیهایش، و تمایز آن از مفاهیمی چون جنگ و جهاد است. بررسی این مفهوم به عنوان یک مقوله اسلامی و شیعی، مستلزم کاوش در متون دینی مانند قرآن و روایات است تا اشکال و گونههای مختلف مقاومت شناسایی گردند. همچنین، حسن و قبح مقاومت به عنوان یک فعل اختیاری و انتخابی باید مورد تحلیل قرار گیرد. در نهایت، مقاله به این پرسش میپردازد که آیا مقاومت، با توجه به شاخصهها و ویژگیهای مطرحشده، خود یک هدف محسوب میشود یا ابزاری برای دستیابی به اهداف دیگر است.این تحقیق با تکیه بر مفهومشناسی به روش توصیفی_ تحلیلی و کتابخانهای، به بررسی ماهیت مقاومت و ابعاد و ویژگیهای متمایز و متفاوت آن با دیگر مفاهیم پرداخته است. یافتهها نشان میدهند که مقاومت بر خلاف مفاهیمی چون صبر دارای ظهور و بروز عملی است؛ مقاومت اگر از روی اختیار و آگاهی صورت گیرد، استحقاق مدح و ذم(حسن و قبح اخلاقی) دارد؛ مقاومت ممدوح، مقاومت آگاهانه و هوشمند است که آگاهانه و هدفمند بوده و بر اساس حفظ و تقویت توانمندیها صورت می پذیرد، همچنین این مقاومت صرفا ابزاری است برای حفظ منافع و رسیدن به اهداف .
مقاله پژوهشی
شکیب داودی؛ جهانگیر صفری؛ مسعود فروزنده
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی سه نماد از پرکاربردترین سمبلهای پایداری، یعنی نماد: آتش، خون و گل، در اشعار چهارتن از سرشناسترین شاعران معاصر، یعنی: هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی، حسین منزوی و قیصر امینپور، و تبیین رویکرد هریک از این شاعران نسبت به نمادهای مذکور، و نیز گسترهی مفهومی هریک از این سه نماد میپردازد. روش این پژوهش تحلیلی-توصیفی ...
بیشتر
پژوهش حاضر به بررسی سه نماد از پرکاربردترین سمبلهای پایداری، یعنی نماد: آتش، خون و گل، در اشعار چهارتن از سرشناسترین شاعران معاصر، یعنی: هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی، حسین منزوی و قیصر امینپور، و تبیین رویکرد هریک از این شاعران نسبت به نمادهای مذکور، و نیز گسترهی مفهومی هریک از این سه نماد میپردازد. روش این پژوهش تحلیلی-توصیفی و تلفیقی میان دو رویکرد نظری معناشناختی(لیکاف-جانسون) و نشانهشناختی(ریفاتر) است تا هرچه دقیقتر به این پرسش پاسخ دهد که: «نگاشتهای استعاری و الگوهای فکری در هریک از سه نماد مذکور، چگونه ماتریس پنهان و مفهوم موردنظر شاعر را بازتولید میکند؟» نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که از میان این 3 نماد پایداری، نماد خون پرکاربردترین نماد در شعر شاعران مورد پژوهش است. همچنین درمورد گسترهی مفهومی این سه نماد به ترتیب، نماد «آتش»، نماد «خون» و نماد «گل» قرار دارند. در رابطه با شاعران مورد پژوهش، حسین منزوی بیشترین استفاده را از این 3 نماد داشته است و پس از آن به ترتیب سیمین بهبهانی، قیصر امینپور، و هوشنگ ابتهاج قرار دارند. همچنین باتوجه به رویکرد تلفیقی و نظری پژوهش، دلالت نمادین این سه نماد در تمام ابعاد مفهومی را میتوان در قالب هشت نگاشت استعاری و الگوی فکری: «آزادی آتش است، ظلم آتش است، جنگ آتش است، آزادی خون است، ظلم خون است، شهادت خون است، آزادی گل است، و شهید گل است» ملاحظه نمود. به نحوی که انباشت مجموعۀ واژگان و منظومه های توصیفی و نشانهگان شعری هر شاعر در هریک از این نگاشت های استعاری، بیانگر ماتریس پنهانی است که نگاشت استعاری و مفهوم نمادین مدنظر را به دقت هرچه تمام تر در ذهن مخاطب بازتولید مینماید.