مقاله پژوهشی
علیرضا ابراهیمی؛ محمد لری نژاد
چکیده
حق دفاع از خویش، در برابر تهاجم دیگران از حقوق ذاتی اشخاص شناخته شده است. این حق در اسناد بین المللی و منابع حقوق بین الملل شامل معاهدات بین المللی، عرف بین المللی، اصول کلی حقوقی، دکترین حقوقدانان، رویه قضایی بین المللی، و قاعده عدالت و انصاف به عنوان حقی مسلم وجود دارد. همچنین یکی از قواعد مسلم در نظام ...
بیشتر
حق دفاع از خویش، در برابر تهاجم دیگران از حقوق ذاتی اشخاص شناخته شده است. این حق در اسناد بین المللی و منابع حقوق بین الملل شامل معاهدات بین المللی، عرف بین المللی، اصول کلی حقوقی، دکترین حقوقدانان، رویه قضایی بین المللی، و قاعده عدالت و انصاف به عنوان حقی مسلم وجود دارد. همچنین یکی از قواعد مسلم در نظام حقوقی اسلام و سایر نظام های حقوقی است. اما، اشخاص و دولت ها نمی توانند به بهانه دفاع از خویش دست به تولید، نگهداری و کاربرد سلاح اتمی بزنند؛ زیرا در هنگام استفاده از این سلاح ها هم گنهکار و هم بیگناهان صدمه دیده و کشته خواهند شد. از این رو، عقل و دین در مقابله با تولید و کاربرد سلاح اتمی هم داستان هستند. مسأله تحقیق بررسی مبانی، اصول و قواعد دینی و نیز اسناد بین المللی در زمینه حقوق هسته ای است. روش پژوهش تحلیلی – استنباطی است و دستاورد تحقیق مبنی بر ممنوعیت تولید، نگهداری و کاربرد سلاح اتمی است. فرضیه رقیب مبنی بر تمسک به اطلاقات و ظواهر عمومات آیات قرآن از جمله آیه شریفه «مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» با اصول، قواعد، و روح حاکم بر الزامات دینی ناسازگار است. از سوی دیگر، در این فرضیه، قواعد ثانویه در این زمینه، قابل بررسی است و تحقق عناوین ثانویه در این موضوع وابسته به تحقق عناوین «ضرورت»، «حفظ دماء»، «مصلحت امت اسلامی»، «تمامیت ارضی»، «حفظ ارزش های الهی و انسانی» و «بررسی تقدم ادله فقهی» در هنگام تعارض و تزاحم و تثبیت حجیت تقدم آن ادله است. در صورت تصدیق این فرضیه، از منظر مطالعه تطبیقی، فقه و حقوق بین الملل هسته ای با عنایت به نظریات مشورتی دیوان بین المللی دادگستری در زمینه «وابستگی حفظ کیان و استمرار کشور» به «حفظ، نگهداری و کاربرد سلاح اتمی» با عناوین ثانویه فقهی در تفسیر مضیق از این موضوع، هماهنگ خواهند بود.
مقاله پژوهشی
رسول بلاوی؛ سجاد سلامات؛ عاطفه سعدونی؛ زینب علیپور سعیدی؛ زینب نیسی زاده؛ رقیه عساکره
چکیده
یُعد الأدب المقاوم من أبرز أشکال التعبیر الإنسانی الذی یتفاعل مع المآسی السیاسیة والاجتماعیة، حیث لا یکتفی بتصویر المعاناة، بل یسهم فی بلورة الوعی الجمعی وتثبیت القیم النضالیة. وفی هذا الإطار، یضطلع الشاعر بدور محوری، إذ تتجاوز قصیدته البعد الجمالی لتتحول إلى وسیلة مقاومة فکریة وثقافیة، تعبّر عن هموم الجماعة وتسهم فی الدفاع عن ...
بیشتر
یُعد الأدب المقاوم من أبرز أشکال التعبیر الإنسانی الذی یتفاعل مع المآسی السیاسیة والاجتماعیة، حیث لا یکتفی بتصویر المعاناة، بل یسهم فی بلورة الوعی الجمعی وتثبیت القیم النضالیة. وفی هذا الإطار، یضطلع الشاعر بدور محوری، إذ تتجاوز قصیدته البعد الجمالی لتتحول إلى وسیلة مقاومة فکریة وثقافیة، تعبّر عن هموم الجماعة وتسهم فی الدفاع عن قضایاها المصیریة. کما أنّ أفعال المقاومة وآلیاتها تختلف وتتنوع من أدیب إلى آخر، تبعًا لکون المقاومة فعلًا غیر محدد بحدود ثابتة، إذ یقاوم کلّ إنسان بما یمتلکه من أدوات تعبیریة. وانطلاقًا من ذلک، سعى هذا البحث، المعتمد على المنهج الوصفی–التحلیلی، إلى دراسة ملامح المقاومة فی دیوان «وصیة طفل فلسطینی» للشاعر العراقی المعاصر مرتضى التمیمی، مع الترکیز على تحلیل الرموز الفنیة والصور الشعریة الموظَّفة فی التعبیر عن معاناة الطفل الفلسطینی ضمن سیاق أدب المقاومة. وقد أظهرت نتائج البحث أن الخطاب الشعری المقاوم للتمیمی ینهض على أربعة أبعاد رئیسیة متداخلة: تأکید الهویة عبر التمسک برموز الحیاة والموروث الثقافی والدینی، وتخلید الشهادة بتصویر الشهید کأیقونة للصمود، واستثمار السخریة الناقدة لفضح التناقض فی الخطابات السیاسیة والدینیة السائدة، وترسیخ الأمل کمحرک معنوی دافع نحو التحرر. کما حول النص معاناة الطفل الفلسطینی من حیز الفردی إلى رمز جماعی یجسد ذاکرة الأمة وصمودها، محوّلاً الدیوان من مجرد شهادة شعریة إلى مشروع ثقافی مقاوم یعید بناء الهویة ویصوغ وعیاً جمعیاً جدیداً، ویؤکد قدرة الخطاب الشعری على أن یکون فعلاً مقاوماً فاعلاً فی إطار المقاومة الثقافیة الشاملة.
مقاله پژوهشی
بنیامین طاهری؛ حسن طالب؛ حسن جعفرزاده؛ عباسعلی رهبر
چکیده
جبهه مقاومت در سالهای اخیر به بازیگری اثرگذار در معادلات بینالمللی تبدیل شده است که هدف اصلی آن مقابله با سلطهطلبی ایالات متحده است. عملیاتهای «وعده صادق» و «طوفانالاقصی» نقاط عطفی در بازتعریف چالشها و فرصتهای این جریان محسوب میشوند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش ...
بیشتر
جبهه مقاومت در سالهای اخیر به بازیگری اثرگذار در معادلات بینالمللی تبدیل شده است که هدف اصلی آن مقابله با سلطهطلبی ایالات متحده است. عملیاتهای «وعده صادق» و «طوفانالاقصی» نقاط عطفی در بازتعریف چالشها و فرصتهای این جریان محسوب میشوند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کیفی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که این تحولات چه تأثیری بر موازنه چالشها و فرصتهای جبهه مقاومت در برابر فشارهای آمریکا داشته است. فرضیه تحقیق بر این است که عملیاتهای مذکور توازن موجود را به نفع ظرفیتهای جدید تغییر دادهاند؛ بهگونهای که با مدیریت هوشمندانه، جبهه مقاومت میتواند به بازیگری پایدارتر تبدیل شود. یافتهها نشان میدهد که فشارهای چندلایه آمریکا شامل تحریمهای اقتصادی، انزوای دیپلماتیک و تهدیدات نظامی، همچنان جدیترین چالشها هستند؛ در کنار آن، چالشهای درونی نظیر دشواری هماهنگی میان اجزای متنوع این جریان، تداوم انسجام آن را تهدید میکند. در مقابل، این عملیاتها فرصتهای راهبردی نوینی ایجاد کردهاند. موفقیتهای میدانی باعث افزایش سرمایه نمادین، تقویت انسجام درونی و جلب حمایت گسترده افکار عمومی در جهان اسلام و حتی محافل منتقد غربی شده است. همچنین، تعامل راهبردی با قدرتهای مخالف یکجانبهگرایی آمریکا، نظیر روسیه و چین، ظرفیتهای جدیدی برای کاهش فشارها و ارتقای توانمندیهای امنیتی-اقتصادی جبهه مقاومت فراهم آورده است. این مطالعه نتیجه میگیرد که با وجود تهدیدات پایدار، فرصتهای حاصل از تغییر در توازن قدرت، پتانسیل تحول جبهه مقاومت به بازیگری اثرگذارتر در سطح جهانی را فراهم کرده است.
مقاله پژوهشی
نسرین باقرزاده فسقندیس؛ صادق هاشمی امجد
چکیده
إنّ توظیف اللون فی الأدب لیس مجرد زینة جمالیة، بل یحمل دلالات عمیقة تُعبّر عن هموم الأمة وقضایاها المصیریة. إنّ توظیف اللون فی شعر المقاومة لیس ترفًا جمالیًا، بل هو أداة إیدیولوجیة تعبّر عن الموقف من الصراع، وتُجسّد قیم التضحیة والصبر والانتظار للنصر. تتناول هذه الدراسة ظاهرةَ توظیف اللون فی شعر أدب المقاومة، ساعیة للإجابة عن سؤال ...
بیشتر
إنّ توظیف اللون فی الأدب لیس مجرد زینة جمالیة، بل یحمل دلالات عمیقة تُعبّر عن هموم الأمة وقضایاها المصیریة. إنّ توظیف اللون فی شعر المقاومة لیس ترفًا جمالیًا، بل هو أداة إیدیولوجیة تعبّر عن الموقف من الصراع، وتُجسّد قیم التضحیة والصبر والانتظار للنصر. تتناول هذه الدراسة ظاهرةَ توظیف اللون فی شعر أدب المقاومة، ساعیة للإجابة عن سؤال هو کیف استغل الشاعران رعد الزامل وقیصر أمین بور الألوانَ فی تشکیل عالمهم الشعری للتعبیر عن قضیة المقاومة؟ تستهدف هذه المقالة الکشف عن الدلالات الرمزیة للون ومقارنة آلیات توظیفه فی نماذج مختارة من شعر الزامل وأمین بور علی ضوء مدرسة الأدب الأمریکی المقارن؛ لأنّنا لم نتأکد من وجود تأثر أحدهما من البعض، لهذا آثرنا هذه المدرسة للدراسة. إنّ ضرورة هذا البحث ترجع إلی سَعَة الدلالات التی یقدّمها التحلیل اللونی فی کشف المضمرات الفنیة والفکریة للنص الشعری. من أهمّ ما توصّل إلیه هذا البحث الذی اعتمد على المنهج الوصفی التحلیلی، أن اللون یحضر لدى الشاعرین کعنصر بنائی فاعل فی نص المقاومة، یحمل رموزًا تتجاوز المظهر البصری إلى المضامین الفکریة والنفسیة، حیث یتمیّز شعر رعد الزامل بالترکیز على ألوان تعکس واقع المقاومة الصعب (الأحمر الدامی، والأسود المظلم)، بینما یتّجه قیصر أمین بور إلى ألوان تحمل الألم والأمل معًا، مع استدعاء کبیر للون لتجسید المعاناة والثورة.
مقاله پژوهشی
نوید ابوطالبی؛ امیرحسین کریمیان؛ سیدابراهیم معصومی
چکیده
مقاومت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در آیات و روایات اسلامی، نقشی محوری در تکامل فردی و تعالی اجتماعی مسلمانان ایفا میکند. با وجود تأکید گسترده متون دینی، تبیین نظاممند منظومه مفهومی مقاومت و تحلیل پیوند آن با مفاهیمی چون صبر و استقامت، همچنین واکاوی دقیق مکانیسم تأثیرگذاری آن در سطوح فردی و اجتماعی، همچنان به عنوان یک ضرورت ...
بیشتر
مقاومت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در آیات و روایات اسلامی، نقشی محوری در تکامل فردی و تعالی اجتماعی مسلمانان ایفا میکند. با وجود تأکید گسترده متون دینی، تبیین نظاممند منظومه مفهومی مقاومت و تحلیل پیوند آن با مفاهیمی چون صبر و استقامت، همچنین واکاوی دقیق مکانیسم تأثیرگذاری آن در سطوح فردی و اجتماعی، همچنان به عنوان یک ضرورت پژوهشی باقی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با محوریت آیات قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام)، در پی پاسخ به این پرسش است که مقاومت در منظومه فکری اسلام از چه چارچوب مفهومی برخوردار است و چه آثار مشخصی در ابعاد فردی و اجتماعی بر جای میگذارد.یافتهها نشان میدهد مقاومت، منظومهای به همپیوسته است که مفاهیم همخانوادهای چون صبر (به مثابه پشتوانه روانی) و استقامت (به عنوان شکل نهادینهشده آن) را دربر میگیرد. در بُعد فردی، این منظومه از طریق تقویت ایمان و توکل، به تهذیب نفس، کسب عزت نفس پایدار و رشد معنوی منجر میشود. در بُعد اجتماعی، این مفهوم با تبدیل شدن به گفتمانی جمعی، عامل انسجام امت، استقلال، پایداری فرهنگی و زمینهساز تحقق عدالت اجتماعی میگردد.در نتیجه، این پژوهش نشان میدهد که مقاومت در اندیشه اسلامی، فراتر از یک کنش دفاعی، "راهبردی تربیتی و تمدنی" است که از ایمان سرچشمه میگیرد، در پرورش اخلاقی فرد متبلور میشود و در صحنه جامعه به صورت قدرت جمعی و تحقق تمدن اسلامی ظهور مییابد.
مقاله پژوهشی
یوسف متقیان نیا؛ عبدالوحید نویدی
چکیده
ألهمت عزیمة الإمام الحسین (ع) الراسخة وإیثاره فی وجه الظلم والجور الشعراء لإشادة فضائله وشجاعته، ورأوا فیه رمزاً للصمود فی وجه الظلم، ومنارة أمل للساعین إلى الحق والعدل. وحاول الشعراء أن یبرزوا هذه الظلامة التاریخیّة بأنماط تعبیریّة مختلفة، وکانت الثنائیات الضدیّة نمطاً تعبیریاً قائم علی الفکر والعاطفة، حیث یتمکن الشاعر من خلال ...
بیشتر
ألهمت عزیمة الإمام الحسین (ع) الراسخة وإیثاره فی وجه الظلم والجور الشعراء لإشادة فضائله وشجاعته، ورأوا فیه رمزاً للصمود فی وجه الظلم، ومنارة أمل للساعین إلى الحق والعدل. وحاول الشعراء أن یبرزوا هذه الظلامة التاریخیّة بأنماط تعبیریّة مختلفة، وکانت الثنائیات الضدیّة نمطاً تعبیریاً قائم علی الفکر والعاطفة، حیث یتمکن الشاعر من خلال تجاور الأفکار أو الصور المتناقضة، خلق جو من التوتر والعمق فی عمله، مما یدعو القارئ للتفاعل مع النص على مستوى أعمق. من هنا وقع الاختیار علی قصیدة «وجه الصباح» الحسینیة لجعفر الحلی لدراسته بناءً علی هذه الظاهرة، وباستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، مستعیناً بالإستقراء التام لأبیات القصیدة، وتبین الثنائیات المتضادة ودورها العقدی والجمالی فی القصیدة المذکورة. ویأخذ البحث أهمیته وضرورته من هذه ظاهرة الواسعة الانتشار فی النقد الأدبی والفکری الحدیث. وتظهر نتائج البحث أنّ الثنائیات الضدیة کانت حاضرة بقوّة فی قصیدة «وجه الصباح» لجعفر الحلی حیث استطاع الشاعر أن یکثف الدلالات، والمشاعر، والتعابیر بصورة مختزلة، واحاسیس متناقضة. ووظف الشاعر ثنائیة اللیل والصباح بدلالات متراکمة عن الهمّ، والأرق، لیبرز صورة قلقة واضطرابه الفکری. وأما ثنائیة أهل البیت وبنی أمیة فتمّ استخدمها بالنسق المضمر لتکشف التناقض الصارخ بین معتقد الإمام الحسین وحقانیته، وجور أعدائه الأمویین زیف حجتهم. وفی ثنائیة الخوف والشجاعة رسمت هذه الثنائیة الضدیّة صوراً بلاغیّة فعالّة تدل العزیمة الجادّة والأقدام الثابتة للحسین وأصحابه. وبلغت هذه ثنائیة ذروتها فی المشهد البطولی لقتال العباس (ع)، حیث یکرّ بوجه مبتسم، وأعدائه منهزمة منکسرة. وأما فی ثنائیة الحزن والألم فیصوّر الشاعر مشهداً درامیّاً فی قتل العباس (ع) حیث تختلط دمعة الحسین وغربته، بشماتة الأعداء وتمادیهم، وسبیهم للخیم والنساء.