مقاله پژوهشی
بنیامین طاهری؛ حسن طالب؛ حسن جعفرزاده؛ عباسعلی رهبر
چکیده
جبهه مقاومت جهانی طی سالهای اخیر بهعنوان یکی از بازیگران مؤثر در معادلات منطقهای و حتی بینالمللی مطرح شده است.این جبهه که متشکل از مجموعهای از بازیگران دولتی و غیردولتی است،هدف اصلی خود را مقابله با سلطهطلبی و فشارهای ایالات متحده تعریف کرده است. رویدادهای اخیر از جمله عملیات«وعدههای صادق»و«طوفان الاقصی»،نه ...
بیشتر
جبهه مقاومت جهانی طی سالهای اخیر بهعنوان یکی از بازیگران مؤثر در معادلات منطقهای و حتی بینالمللی مطرح شده است.این جبهه که متشکل از مجموعهای از بازیگران دولتی و غیردولتی است،هدف اصلی خود را مقابله با سلطهطلبی و فشارهای ایالات متحده تعریف کرده است. رویدادهای اخیر از جمله عملیات«وعدههای صادق»و«طوفان الاقصی»،نه تنها نقطه عطفی در تاریخ این جبهه به شمار میآیند، بلکه موجب بازتعریف چالشها و فرصتهای پیش روی آن شدهاند.سوال اصلی پژوهش حاضر این است که چالش ها و فرصت ها پس از وعدهای صادق و طوفان الاقصی برای جبهه مقاومت در برابر فشار آمریکا چیست؟هدف این مطالعه با تکیه بر روش تحقیق کیفی مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی بر درکی صحیح از تاثیر استفاده از عملیات های وعده های صادق و طوفان الاقصی بر جبهه مقاومت به صورت جهانی تاکید میکند.فرضیه تحقیق این است با توجه به وعدههای صادق و طوفان الاقصی موجب تغییر توازن نسبی میان چالشها و فرصتها شدهاند.اگرچه فشارهای آمریکا همچنان جدی است،اما ظرفیتهای جدیدی برای جبهه مقاومت فراهم آمده که میتواند در صورت مدیریت هوشمندانه،آن را به یک بازیگر پایدارتر و اثرگذارتر در سطح منطقهای و جهانی بدل سازد.حسب یافتههای این پژوهش نشان داد که از منظر چالشها، فشارهای چندلایه آمریکا همچنان مهمترین تهدید محسوب میشوند. تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک برای انزوای جبهه مقاومت و تهدیدات نظامی مستقیم از جمله موانع جدی بر سر راه این جریان هستند.افزون بر این، اختلافات داخلی و دشواری در ایجاد هماهنگی میان گروههای متنوع عضو، یکی از موانع مهم در مسیر انسجام پایدار جبهه مقاومت به شمار میرود.بااین حال،تحولات اخیر فرصتهای مهمی را نیز فراهم کرده است.موفقیتهای نظامی و عملیاتی،سطحی از انسجام درونی را در میان اعضای جبهه ایجاد کرده و بر سرمایه نمادین آن افزوده است.همچنین، افزایش حمایت افکار عمومی در جهان اسلام و حتی برخی جریانهای غربی منتقد سیاستهای آمریکا،موقعیت سیاسی جبهه مقاومت را تقویت کرده است.
مقاله پژوهشی
رسول بلاوی؛ سجاد سلامات؛ عاطفه سعدونی؛ زینب علیپور سعیدی؛ زینب نیسی زاده؛ رقیه عساکره
چکیده
ادبیات مقاومت یکی از برجستهترین شکلهای بیان انسانی است که با مصائب سیاسی و اجتماعی درگیر میشود؛ ادبیاتی که تنها به تصویر رنج بسنده نمیکند، بلکه در شکلدهی به آگاهی جمعی و تثبیت ارزشهای مبارزاتی نقش دارد. در این چارچوب، شاعر نقشی محوری ایفا میکند؛ زیرا شعر او از سطح زیباییشناختی فراتر رفته و به ابزاری برای مقاومت فکری و ...
بیشتر
ادبیات مقاومت یکی از برجستهترین شکلهای بیان انسانی است که با مصائب سیاسی و اجتماعی درگیر میشود؛ ادبیاتی که تنها به تصویر رنج بسنده نمیکند، بلکه در شکلدهی به آگاهی جمعی و تثبیت ارزشهای مبارزاتی نقش دارد. در این چارچوب، شاعر نقشی محوری ایفا میکند؛ زیرا شعر او از سطح زیباییشناختی فراتر رفته و به ابزاری برای مقاومت فکری و فرهنگی بدل میشود که دغدغههای جمعی را بازتاب میدهد و از مسائل سرنوشتساز دفاع میکند. از سوی دیگر، شیوهها و سازوکارهای مقاومت از نویسندهای به نویسندهٔ دیگر متفاوت است؛ چرا که مقاومت کنشی با مرزهای ثابت نیست و هر انسان با ابزارهای بیانی خود به آن دست میزند. بر همین اساس، این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی–تحلیلی، به بررسی جلوههای مقاومت در دیوان «وصیتِ کودک فلسطینی» اثر شاعر معاصر عراقی، مرتضی التمیمی، میپردازد و با تمرکز بر نمادها و تصاویر شعری، بازنمایی رنج کودک فلسطینی را در چارچوب ادبیات مقاومت تحلیل میکند.یافتهها نشان میدهد که گفتمان شعریِ مقاومِ التمیمی بر چهار بُعد درهمتنیده استوار است: تأکید بر هویت از طریق نمادهای زندگی و میراث فرهنگی و دینی؛ جاودانهسازی شهادت با تصویر شهید بهمثابه نماد پایداری؛ بهرهگیری از طنز انتقادی برای افشای تناقضهای گفتمانهای سیاسی و دینی مسلط؛ و تثبیت امید بهعنوان نیرویی معنوی در مسیر رهایی. همچنین متن، رنج کودک فلسطینی را از تجربهای فردی به نمادی جمعی ارتقا میدهد و دیوان را به پروژهای فرهنگیِ مقاوم بدل میسازد که به بازسازی هویت و شکلگیری آگاهی جمعی میانجامد
مقاله پژوهشی
نوید ابوطالبی؛ امیرحسین کریمیان؛ سیدابراهیم معصومی
چکیده
مقاومت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در آیات و روایات اسلامی، نقشی محوری در تکامل فردی و تعالی اجتماعی مسلمانان ایفا میکند. با وجود تأکید گسترده متون دینی، تبیین نظاممند منظومه مفهومی مقاومت و تحلیل پیوند آن با مفاهیمی چون صبر و استقامت، همچنین واکاوی دقیق مکانیسم تأثیرگذاری آن در سطوح فردی و اجتماعی، همچنان به عنوان یک ضرورت ...
بیشتر
مقاومت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در آیات و روایات اسلامی، نقشی محوری در تکامل فردی و تعالی اجتماعی مسلمانان ایفا میکند. با وجود تأکید گسترده متون دینی، تبیین نظاممند منظومه مفهومی مقاومت و تحلیل پیوند آن با مفاهیمی چون صبر و استقامت، همچنین واکاوی دقیق مکانیسم تأثیرگذاری آن در سطوح فردی و اجتماعی، همچنان به عنوان یک ضرورت پژوهشی باقی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با محوریت آیات قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام)، در پی پاسخ به این پرسش است که مقاومت در منظومه فکری اسلام از چه چارچوب مفهومی برخوردار است و چه آثار مشخصی در ابعاد فردی و اجتماعی بر جای میگذارد.یافتهها نشان میدهد مقاومت، منظومهای به همپیوسته است که مفاهیم همخانوادهای چون صبر (به مثابه پشتوانه روانی) و استقامت (به عنوان شکل نهادینهشده آن) را دربر میگیرد. در بُعد فردی، این منظومه از طریق تقویت ایمان و توکل، به تهذیب نفس، کسب عزت نفس پایدار و رشد معنوی منجر میشود. در بُعد اجتماعی، این مفهوم با تبدیل شدن به گفتمانی جمعی، عامل انسجام امت، استقلال، پایداری فرهنگی و زمینهساز تحقق عدالت اجتماعی میگردد.در نتیجه، این پژوهش نشان میدهد که مقاومت در اندیشه اسلامی، فراتر از یک کنش دفاعی، "راهبردی تربیتی و تمدنی" است که از ایمان سرچشمه میگیرد، در پرورش اخلاقی فرد متبلور میشود و در صحنه جامعه به صورت قدرت جمعی و تحقق تمدن اسلامی ظهور مییابد.
مقاله پژوهشی
نسرین باقرزاده فسقندیس؛ صادق هاشمی امجد
چکیده
إنّ توظیف اللون فی الأدب لیس مجرد زینة جمالیة، بل یحمل دلالات عمیقة تُعبّر عن هموم الأمة وقضایاها المصیریة. إنّ توظیف اللون فی شعر المقاومة لیس ترفًا جمالیًا، بل هو أداة إیدیولوجیة تعبر عن الموقف من الصراع، وتُجسّد قیم التضحیة والصبر والانتظار للنصر. تتناول هذه الدراسة ظاهرةَ توظیف اللون فی شعر أدب المقاومة، ساعیة للإجابة عن سؤال ...
بیشتر
إنّ توظیف اللون فی الأدب لیس مجرد زینة جمالیة، بل یحمل دلالات عمیقة تُعبّر عن هموم الأمة وقضایاها المصیریة. إنّ توظیف اللون فی شعر المقاومة لیس ترفًا جمالیًا، بل هو أداة إیدیولوجیة تعبر عن الموقف من الصراع، وتُجسّد قیم التضحیة والصبر والانتظار للنصر. تتناول هذه الدراسة ظاهرةَ توظیف اللون فی شعر أدب المقاومة، ساعیة للإجابة عن سؤال هو کیف استغل الشاعران رعد الزامل وقیصر أمین بور الألوانَ فی تشکیل عالمهم الشعری للتعبیر عن قضیة المقاومة؟ تستهدف هذه المقالة الکشف عن الدلالات الرمزیة والتعبیریة للون ومقارنة آلیات توظیفه فی نماذج مختارة من شعر رعد الزامل وقیصر أمین بور علی ضوء مدرسة الأدب الأمریکی المقارن؛ لأنّنا لم نتأکد من وجود تأثر أحدهما من البعض، لهذا آثرنا هذه المدرسة للدراسة والتحلیل. إنّ ضرورة هذا البحث وأهمیته ترجع إلی سَعَة الدلالات التی یقدمها التحلیل اللونی فی کشف المضمرات الفنیة والفکریة للنص الشعری. من أهمّ ما توصّل إلیه البحث الذی اعتمد على المنهج الوصفی التحلیلی، أن اللون یحضر لدى الشاعرین کعنصر بنائی فاعل فی نص المقاومة، یحمل رموزًا تتجاوز المظهر البصری إلى المضامین الفکریة والنفسیة، حیث یتمیّز شعر رعد الزامل بالترکیز على ألوان تعکس واقع المقاومة الصعب (کالأحمر الدامی، والأسود المظلم)، بینما یتجه أمین بور إلى ألوان تحمل الألم والأمل معًا، مع استدعاء کبیر للون فی سیاق الصور الطبیعة لتجسید المعاناة والثورة. کما أن الانزیاح الدلالی للون فی شعر هذین الشاعرین هو السمة الغالبة فی شعر المقاومة، حیث یتحول اللون من دلالته المادیة المألوفة إلى دلالة نفسیة وروحیة تخدم الفکرة الجوهریة للنص.
مقاله پژوهشی
یوسف متقیان نیا؛ عبدالوحید نویدی
چکیده
ألهمت عزیمة الإمام الحسین (ع) الراسخة وإیثاره فی وجه الظلم والجور الشعراء لإشادة فضائله وشجاعته، ورأوا فیه رمزاً للصمود فی وجه الظلم، ومنارة أمل للساعین إلى الحق والعدل. وحاول الشعراء أن یبرزوا هذه الظلامة التاریخیّة بأنماط تعبیریّة مختلفة، وکانت الثنائیات الضدیّة نمطاً تعبیریاً قائم علی الفکر والعاطفة، حیث یتمکن الشاعر من خلال ...
بیشتر
ألهمت عزیمة الإمام الحسین (ع) الراسخة وإیثاره فی وجه الظلم والجور الشعراء لإشادة فضائله وشجاعته، ورأوا فیه رمزاً للصمود فی وجه الظلم، ومنارة أمل للساعین إلى الحق والعدل. وحاول الشعراء أن یبرزوا هذه الظلامة التاریخیّة بأنماط تعبیریّة مختلفة، وکانت الثنائیات الضدیّة نمطاً تعبیریاً قائم علی الفکر والعاطفة، حیث یتمکن الشاعر من خلال تجاور الأفکار أو الصور المتناقضة، خلق جو من التوتر والعمق فی عمله، مما یدعو القارئ للتفاعل مع النص على مستوى أعمق. من هنا وقع الاختیار علی قصیدة «وجه الصباح» الحسینیة لجعفر الحلی لدراسته بناءً علی هذه الظاهرة، وباستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، مستعیناً بالإستقراء التام لأبیات القصیدة، وتبین الثنائیات المتضادة ودورها العقدی والجمالی فی القصیدة المذکورة. ویأخذ البحث أهمیته وضرورته من هذه ظاهرة الواسعة الانتشار فی النقد الأدبی والفکری الحدیث. وتظهر نتائج البحث أنّ الثنائیات الضدیة کانت حاضرة بقوّة فی قصیدة «وجه الصباح» لجعفر الحلی حیث استطاع الشاعر أن یکثف الدلالات، والمشاعر، والتعابیر بصورة مختزلة، واحاسیس متناقضة. ووظف الشاعر ثنائیة اللیل والصباح بدلالات متراکمة عن الهمّ، والأرق، لیبرز صورة قلقة واضطرابه الفکری. وأما ثنائیة أهل البیت وبنی أمیة فتمّ استخدمها بالنسق المضمر لتکشف التناقض الصارخ بین معتقد الإمام الحسین وحقانیته، وجور أعدائه الأمویین زیف حجتهم. وفی ثنائیة الخوف والشجاعة رسمت هذه الثنائیة الضدیّة صوراً بلاغیّة فعالّة تدل العزیمة الجادّة والأقدام الثابتة للحسین وأصحابه. وبلغت هذه ثنائیة ذروتها فی المشهد البطولی لقتال العباس (ع)، حیث یکرّ بوجه مبتسم، وأعدائه منهزمة منکسرة. وأما فی ثنائیة الحزن والألم فیصوّر الشاعر مشهداً درامیّاً فی قتل العباس (ع) حیث تختلط دمعة الحسین وغربته، بشماتة الأعداء وتمادیهم، وسبیهم للخیم والنساء.