مقاله پژوهشی
مهدی ترک شوند
چکیده
پدیدهی "آشناییزدایی" از برجستهترین مفاهیمی است که نقد ادبی معاصر برای تمایز میان زبانِ شعری و زبانِ ارتباطی بدان تکیه کرده است؛ زیرا آشناییزدایی بهمثابه نقضی آگاهانه از هنجارهای زبانی نگریسته میشود که هدف آن تولید معنا و بازسازی رابطهی میان لفظ و معناست. آشناییزدایی، از آغاز شعر عربیِ نوین، بهعنوان ابزاری هنریِ ...
بیشتر
پدیدهی "آشناییزدایی" از برجستهترین مفاهیمی است که نقد ادبی معاصر برای تمایز میان زبانِ شعری و زبانِ ارتباطی بدان تکیه کرده است؛ زیرا آشناییزدایی بهمثابه نقضی آگاهانه از هنجارهای زبانی نگریسته میشود که هدف آن تولید معنا و بازسازی رابطهی میان لفظ و معناست. آشناییزدایی، از آغاز شعر عربیِ نوین، بهعنوان ابزاری هنریِ کارآمد در بیانِ مسائل کلانِ انسانی و سیاسی نقشآفرین بوده است، بهویژه در شعر مقاومت؛ جایی که به فشردهسازی گفتمان، تعمیق ایحاء، و تبدیل تجربهی فردی به آگاهیِ جمعی میانجامد. در این چارچوب، شعرِ مصطفی جمالالدین، شاعر معاصر عراقی که به تعهدش نسبت به مسائل امت اسلامی شناخته میشود، بهعنوان نمونهای گویا از بهکارگیری آشناییزدایی در بیان مسئلهی قدس برجسته میگردد. شاعر، قدس را نه صرفاً بهعنوان مکانی جغرافیایی، بلکه بهمثابه نمادی سرشار از دلالتهای دینی، تاریخی و انسانی بازنمایی میکند؛ بهویژه پس از رویدادهای ۱۹۶۷م که در آن، مفاهیم قدس در حافظهی شعری گسترش یافت و نمادهای مرتبط با ستمدیدگی، اشغال، قداست و تاریخ ریشهدار فلسطین فشردهتر و پررنگتر شد. فزونی حضور آشناییزدایی در شعر مقاومتیِ جمالالدین، ناشی از تلاش هنری او برای شکستن زبانِ مستقیم و رویارویی با سنگینیِ واقعیت از طریق گفتمانی شعریِ نامألوف است که توان پرسشگری از واقعیت و آشکارسازیِ اختلال آن را داراست.بر این اساس، پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی–تحلیلی، به بررسی مؤلفهها و سطوح انزیاحی در اشعار مصطفی جمالالدینِ مرتبط با قدس میپردازد، با هدفِ کشف ابعاد زیباشناختی و دلالیِ حاصل از این پدیده و تبیین نقش آن در شکلدهی به گفتمان مقاومتی . افزون بر این، پژوهش میکوشد خلأ نسبی موجود در مطالعاتی را که از منظرِ موضوع قدس به بررسی آشناییزدایی در شعر او پرداختهاند، جبران کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که آشناییزدایی بلاغی از برجستهترین گونههای انزیاح در شعر اوست؛ چراکه شاعر توانسته است رابطهای وثیق میان دال و مدلول برقرار سازد.
مقاله پژوهشی
یحیی معروف؛ علی سلیمی؛ جهانگیر امیری؛ مریم جلالی نژاد
چکیده
داستانهای قرآنی، همواره به عنوان یکی از غنیترین منابع الهام شاعرانه در ادب عربی، بستری برای آفرینش تصاویر و مفاهیم بدیع بودهاند. شاعران معاصر با بهرهگیری از این داستانها، نه تنها پیوندی میان سنت و نوآوری برقرار کردهاند، بلکه آنها را به عنوان هنری زبانی برای بیان تجربههای زیسته خود به کار بردهاند. رومن یاکوبسن، زبانشناس ...
بیشتر
داستانهای قرآنی، همواره به عنوان یکی از غنیترین منابع الهام شاعرانه در ادب عربی، بستری برای آفرینش تصاویر و مفاهیم بدیع بودهاند. شاعران معاصر با بهرهگیری از این داستانها، نه تنها پیوندی میان سنت و نوآوری برقرار کردهاند، بلکه آنها را به عنوان هنری زبانی برای بیان تجربههای زیسته خود به کار بردهاند. رومن یاکوبسن، زبانشناس برجستۀ روس، با ارائه نظریه نقشهای ششگانه زبان، بنیان نوینی برای تحلیل عملکردهای ارتباطی متن ادبی فراهم ساخت. جابر الجابری، از شاعران معاصر عراق، با بهرهگیری از بینامتنیت قرآنی و رویکرد انتقادی، به بازتاب تجربۀ زیسته و تحولات اجتماعی سرزمین خود میپردازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، کارکرد ارجاعی بینامتنیت داستانهای قرآنی در شعر مقاومت جابر الجابری را بر مبنای نظریۀ ارتباطی رومن یاکوبسن مورد بررسی میکند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که شاعر با شیوههایی بدیع، نه تنها داستانهای قرآنی را بازآفرینی میکند، بلکه آنها را ابزاری برای بیان دغدغههای معاصر، هویتسازی فرهنگی و انتقال پیامهای چندلایه در بستر مخاطب عرب امروز قرار میدهد. بررسی کارکرد ارجاعی شعر الجابری نشان داد که داستانهای قرآنی فراتر از ارجاعات سنتی، به ابزاری برای بازتعریف هویت و پیوند میان ادبیات و واقعیت اجتماعی بدل شدهاند. نوآوری پژوهش حاضر در آن است که با تلفیق رویکرد زبانشناختی یاکوبسن با شواهد بینامتنی قرآنی و تأکید بر تجربۀ زیستۀ جابر الجابری، امکان تفسیر چندلایه و پویا از ساخت و معنای شعر معاصر عرب و فرهنگ مقاومت و پایداری را فراهم میسازد.
مقاله پژوهشی
روح الله صیادی نژاد؛ زینب رحیمی مقدم
چکیده
تحلیل گفتمان شاخهای از زبانشناسی است که به بررسی زبان در بستر اجتماعی و فرهنگی میپردازد. در تحلیل گفتمان، هدف فقط فهم واژهها نیست، بلکه کشف قدرت، ایدئولوژی و روابط پنهان در پسِ گفتار است. تحلیل گفتمان نشان میدهد چگونه زبان میتواند ابزار سلطه، مقاومت یا اقناع باشد. این رویکرد با ترکیب زبانشناسی، جامعهشناسی و فلسفه، به ...
بیشتر
تحلیل گفتمان شاخهای از زبانشناسی است که به بررسی زبان در بستر اجتماعی و فرهنگی میپردازد. در تحلیل گفتمان، هدف فقط فهم واژهها نیست، بلکه کشف قدرت، ایدئولوژی و روابط پنهان در پسِ گفتار است. تحلیل گفتمان نشان میدهد چگونه زبان میتواند ابزار سلطه، مقاومت یا اقناع باشد. این رویکرد با ترکیب زبانشناسی، جامعهشناسی و فلسفه، به مطالعه معنا در تعاملات واقعی انسانها میپردازد. در تحلیل گفتمان، متن بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه زمینه، گوینده، مخاطب و هدف گفتار نیز اهمیت دارد. تحلیل گفتمان سطحی فراتر از تحلیل صرفاً زبانی دارد؛ یعنی بررسی میکند که هر کنش گفتاری در متن و موقعیت خاص خود چه تأثیری بر روابط قدرت، هویت و معنا میگذارد. بنابراین، نگارندگان برآنند با هدف بازنمایی قدرت در سخنرانیِ سیاسیِ سید حسن نصرالله پیرامون دهمین سالگرد پیروزی در جنگ تموز با رویکرد کیفی و روش توصیفی - تحلیلی به تطبیق نظریه کنشهای گفتاریِ بر سخنرانی ایشان بپردازند. از این رو، جمعآوری دادهها با انتخاب نمونههای عینی بر مبنای مطالعات الکترونیکی بودهاست. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که کنشهای اظهاری و کنشهای تعهدی به ترتیب بیشترین و کمترین بسامد را در این سخنرانی به خود اختصاص دادهاند. کنشهای گفتاری ترغیبی نصرالله با زبان دعوت، تشویق و گاه هشدار، مخاطبان خود را به ایستادگی، وحدت و مقاومت فرا میخواند. نوع کنشها برانگیختن عزم جمعی و استمرار گفتمان مقاومت است. با کنشهای عاطفی خود، پیوند عاطفی میان رهبر و ملت را تقویت کرده و گفتمان را انسانیتر میسازد، نصرالله با ترکیب هوشمندانهی کنشهای ترغیبی، التزامی، اظهاری، بیانی و اعلامی، گفتمانی میسازد که همزمان عقلانی، عاطفی و ایدئولوژیک است و در خدمت تثبیت هویت مقاومت قرار میگیرد.
مقاله پژوهشی
علی اکبر نورسیده؛ مدیحه کریمی
چکیده
ادبیات بهویژه ادبیات مقاومت بهعنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ و سندی تاریخی، در کنار خلاقیّتهای ادبی، نقشی کانونی در انتقال وقایع تاریخی از خلال قابلیتهای زبانی خود و بازنمایی دلاوریها و تبیین سازوکارهای مقاومت دارد که به حفظ هویت ملی جامعه میانجامد. در این میان، تحلیل عملکردهای درونی متن در کنار تلاشهای تئوریپردازانی ...
بیشتر
ادبیات بهویژه ادبیات مقاومت بهعنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ و سندی تاریخی، در کنار خلاقیّتهای ادبی، نقشی کانونی در انتقال وقایع تاریخی از خلال قابلیتهای زبانی خود و بازنمایی دلاوریها و تبیین سازوکارهای مقاومت دارد که به حفظ هویت ملی جامعه میانجامد. در این میان، تحلیل عملکردهای درونی متن در کنار تلاشهای تئوریپردازانی چون زیگموند فروید به گرهخوردگی ادبیات با حوزههایی همچون روانشناسی و تحلیل متون بر پایه چنین رویکردی انجامید که با ارائه الگوهای عملی در بستر روایت، به درک عمیقتر تجارب انسانی منجر میشود که امروزه توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشتهاست. در این حوزه، نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل را میتوان ابزاری کارآمد برای سنجش روانشناسانه مقاومت دانست. در این راستا پژوهش حاضر بر آن است تا به چگونگی میزان نمود مؤلفههای شخصیت سالم در نظریه ویکتور فرانکل در داستان "شیء لا یذهب" اثر غسان کنفانی، نویسنده و فعال سیاسی فلسطینی و همچنین بررسی نقش این مؤلفهها در تکوین شخصیت قهرمان داستان با بهکارگیری روش توصیفی _ تحلیلی بپردازد. نتایج حاکی از آن است که مؤلفه آزاد و انتخابگر بودن نمود بیشتری در داستان مذکور دارد؛ چراکه این مؤلفه نقش کلیدی در هدایت جهانبینیها و کنشها دارد و بستر جنگ بهعنوان تکانهای محدود کننده و بازدارنده برجستگی این مؤلفه را دو چندان نمایان میسازد. همچنین مؤلفههای شخصیت سالم، لیلی را از شخصیتی خودمحور، به شخصیتی دگرمحور و از خود فرا رَوَنده و مقاوم در برابر پوچگرایی تعالی بخشیدهاند.
مقاله پژوهشی
محمدرضا موحدی؛ زهرا خمسه تبار
چکیده
رمان آتش به اختیار از آثار شاخص محمدرضا بایرامی در حوزه ادبیات مقاومت است که با نگاهی واقعگرایانه و ساختاری مدرن به روزهای پایانی جنگ ایران و عراق میپردازد. این مقاله با رویکرد ساختارگرایانه و با بهرهگیری از نظریۀ ژانر و دیدگاه جاناتان کالر دربارۀ «ماهیت ادبیات»، ساختار روایی، تکنیکهای روایت، شخصیتپردازی، زبان و مضمون ...
بیشتر
رمان آتش به اختیار از آثار شاخص محمدرضا بایرامی در حوزه ادبیات مقاومت است که با نگاهی واقعگرایانه و ساختاری مدرن به روزهای پایانی جنگ ایران و عراق میپردازد. این مقاله با رویکرد ساختارگرایانه و با بهرهگیری از نظریۀ ژانر و دیدگاه جاناتان کالر دربارۀ «ماهیت ادبیات»، ساختار روایی، تکنیکهای روایت، شخصیتپردازی، زبان و مضمون رمان را تحلیل میکند. نتایج این بررسی نشان میدهد که بایرامی با استفاده از تکنیک وقفه، روایتهای تو در تو و برجستهسازی زبانی، تجربه ذهنی و روانی سربازان را بازآفرینی میکند. این رمان ، غالباً نگاه حماسی و عملیاتی دارد. روایت بیشتر حول ماموریتها، تصمیمگیریهای استراتژیک و اثر جنگ بر جمعیت و جامعه است. مضمون غالباً ملی-جمعی است و فرد در بافت جمعی و اخلاقیات جمعی ارزیابی میشود. در «آتش به اختیار»، اگرچه شخصیتها نیز در متن جنگ قرار میگیرند، غالباً تمرکز بر جمع و گروه است و شخصیتهای متعدد در برابر حوادث، واکنشها و تصمیمات مختلف نشان میدهند. تمرکز کمتر بر یک شخصیت محوری و بیشتر بر تعاملات گروهی و شرایط اجتماعی-جنگی است. مضمون اصلی رمان نه صرفاً حماسه و ایثار، بلکه نمایش بیپایانی جنگ، فرسودگی روانی و اعتراض به بیعدالتی فرماندهی است. این اثر، رمانی ضدجنگ اما عمیقاً انسانی است که خواننده را به مشارکت در کشف معنای داستان وادار میکند. مقاله حاضر با استناد به نقلقولهای مستقیم از رمان نشان میدهد چگونه فرم و محتوا در این اثر در خدمت بیان وضعیت تراژیک انسان قرار میگیرد.
مقاله پژوهشی
حسین الیاسی مفرد؛ حمید متولی زاده نائینی
چکیده
یرمی هذا البحث إلی دراسة العنوان فی خطاب صلاح أبولاوی الشعری من منظور رؤیوی و وفق منهج الوصفی – التحلیلی وما نصبو إلیه فی هذه الورقة البحثیة، الکشف والإبانة عن الدلالات التی تحملها العناوین فی مجموعته «فعله صغیرهم هذا عنان» وتشیر النتائج إلی أن العناوین فی صیاغتها متأثرة بمنظور الشاعر الرؤیوی وتوحی بزوال الآخر الصهیونی ...
بیشتر
یرمی هذا البحث إلی دراسة العنوان فی خطاب صلاح أبولاوی الشعری من منظور رؤیوی و وفق منهج الوصفی – التحلیلی وما نصبو إلیه فی هذه الورقة البحثیة، الکشف والإبانة عن الدلالات التی تحملها العناوین فی مجموعته «فعله صغیرهم هذا عنان» وتشیر النتائج إلی أن العناوین فی صیاغتها متأثرة بمنظور الشاعر الرؤیوی وتوحی بزوال الآخر الصهیونی فی أرض فلسطین ونهایة هذا الوضع المأساوی کما تعکس الثنائیة بین الحضور والغیاب وبین العبور والاستقرار بالنسبة للآخر الصهیونی والأنا الفلسطینی فوفق المنظور الرؤیوی للعناوین فی هذه المجموعة الشعریة أن الآخر الصهیونی مآله إلی الغیاب والعبور والخروج من هذه الأرض والأنا الفلسطینی له الحضور والاستمراریة فی هذه الأرض مادام یمارس المقاومة ویتقن الموت والفداء فی سبیل الأرض والوطن وأما من ناحیة الصیاغة فأکثر العناوین جاءت بصیغة المفرد والشاعر باختیار المفردات الإیحائیة التی تحمل دلالات الغیاب أو معانی الحضور، یثبت الفکرة المرکزیة التی یبغی إلقاءها فی هذا الخطاب الشعری الذی یعکس الجدلیة الدائمة بین الحضور والغیاب والانتقالیة من الغیاب إلی الحضور وبالعکس لکل من الطرفین کما یعکس هذا الخطاب الشعری عبر العناوین المختلفة التی تحمل الدلالة والإیحاء. استخدم فی صیاغة عناوینه فعل الأمر مرة واحدة بصیغة الإنشاء لیؤکد الدلالة المرکزیة التی تحملها هذه المجموعة الشعریة التی تعبر عن حتمیة الخروج من الوضع المأساوی وخروج الآخر المحتل من هذه الأرض.
مقاله پژوهشی
مهدی رمضانی؛ پریسا اقدامی؛ مریم شریفی
چکیده
ادبیات پایداری یکی از مهمترین عرصههای بازنمایی تجربهٔ مقاومت، ستمستیزی و هویت جمعی در جوامع مواجه با بحران، سرکوب و بیعدالتی است. در این نوع ادبیات، شاعر یا نویسنده بهمنظور انتقال غیرمستقیم مفاهیم سیاسی و اجتماعی، بهطور گسترده از زبان نمادین بهره میگیرد. نمادها در این گفتمان نهتنها نقش زیباییشناختی دارند، بلکه ابزاری ...
بیشتر
ادبیات پایداری یکی از مهمترین عرصههای بازنمایی تجربهٔ مقاومت، ستمستیزی و هویت جمعی در جوامع مواجه با بحران، سرکوب و بیعدالتی است. در این نوع ادبیات، شاعر یا نویسنده بهمنظور انتقال غیرمستقیم مفاهیم سیاسی و اجتماعی، بهطور گسترده از زبان نمادین بهره میگیرد. نمادها در این گفتمان نهتنها نقش زیباییشناختی دارند، بلکه ابزاری مؤثر برای تثبیت ارزشها، تولید معنا و پیوند حال با حافظهٔ تاریخی بهشمار میآیند. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی نماد در ادبیات پایداری غالباً بهصورت پراکنده و توصیفی انجام شده و کمتر نگاهی ساختارمند بر آن حاکم بوده است. هدف مقالهٔ حاضر، تحلیل نظامند نمادها در ادبیات پایداری برخی ملل عربی و ایران است. این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و بر اساس تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. نمونههای منتخب از متون شعری ادبیات پایداری معاصر مبنای بررسی قرار گرفته و نمادها بر پایهٔ ماهیت، کارکرد و بار معنایی آنها استخراج، طبقهبندی و تحلیل شدهاند. در این مقاله، تلاش شده است روابط درونی نمادها و منطق گفتمانی حاکم بر کاربرد آنها تبیین شود. نتایج پژوهش نشان میدهد که نمادهای انسانی بیشتر برای برجستهکردن هویت و باورها به کار میروند و مفاهیمی چون پایداری، ازجانگذشتگی و همراهی جمعی را بازتاب میدهند؛ در مقابل، نمادهای غیرانسانی، بهویژه حیوانات و عناصر طبیعی، با کاربرد گستردهتر، ابزار اصلی نمایش رویارویی میان مقاومت و سلطه هستند.
مقاله پژوهشی
فاطمه سادات علوی علی آبادی
چکیده
رخداد سقیفه با نام حضرت زهرا(س) در تاریخ اسلام عجین است. در این رویداد، مقاومت حضرت فاطمه(س) در ساحتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی_اجتماعی تجلی یافته است. هدف این پژوهش، تحلیل تاریخی_گفتمانی نسبت میان این سه وجه مقاومت، با «نظریۀ مقاومت» در اندیشۀ سیاسی معاصر (با تأکید بر بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی) است. پژوهش با روش تحلیل تاریخی_گفتمانی ...
بیشتر
رخداد سقیفه با نام حضرت زهرا(س) در تاریخ اسلام عجین است. در این رویداد، مقاومت حضرت فاطمه(س) در ساحتهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی_اجتماعی تجلی یافته است. هدف این پژوهش، تحلیل تاریخی_گفتمانی نسبت میان این سه وجه مقاومت، با «نظریۀ مقاومت» در اندیشۀ سیاسی معاصر (با تأکید بر بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی) است. پژوهش با روش تحلیل تاریخی_گفتمانی (بر اساس الگوی لاکلا و موفه) و به شیوۀ کتابخانهای، مجموعه بیانات رهبر شهید را با دادههای منابع دست اول تاریخی و حدیثی تطبیق داده است. یافتهها نشان میدهد که بین«نظریۀ مقاومت» در اندیشۀ رهبر شهید، از حیث مبانی و ویژگیها، با «مقاومت فاطمی» در سقیفه، نسبت گفتمانی وجود دارد که ناشی از دو عامل اساسی است؛ نخست، ساختار منطق مقاومت در هر دو گفتمان مبتنی بر «نفی سلطهپذیری» و «اثبات عملی هزینه کمتر مقاومت، در برابر تسلیم» است که قابلیت تعمیم به هر نظام سلطهگر را دارد؛ دوم، روش تحلیل گفتمان نشان میدهد که دال مرکزی «دفاع از ولایت» در سیره فاطمی، در نظریه مقاومتِ معاصر به «مقاومت در برابر استکبار جهانی» تبدیل شده است، بدون آنکه در منطق و روش مقاومت تغییری رخ دهد. بنابراین «مقاومت فاطمی» که در «نظریه مقاومت» رهبر شهید انقلاب اسلامی تجلی یافته، الگویی عقلانی_عملی برای هرگونه مقاومت در برابر نظامهای سلطهگر معاصر است و برای همگان، حجیت کاربستپذیری دارد. مصداق اتم این حجیت، مقاومت مردم ایران در جنگ رمضان ۱۴۰۴ شمسی در برابر آمریکا و حامیانش است؛ مقاومتی که شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب اسلامی، هزینه آن بود و به فرمایش رهبر شهید، این هزینه، کمتر از هزینه تسلیم در برابر حزب شیطان است.