مقاله پژوهشی
نوید ابوطالبی؛ امیرحسین کریمیان؛ سیدابراهیم معصومی
چکیده
مقاومت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در آیات و روایات اسلامی، نقشی محوری در تکامل فردی و تعالی اجتماعی مسلمانان ایفا میکند. با وجود تأکید گسترده متون دینی، تبیین نظاممند منظومه مفهومی مقاومت و تحلیل پیوند آن با مفاهیمی چون صبر و استقامت، همچنین واکاوی دقیق مکانیسم تأثیرگذاری آن در سطوح فردی و اجتماعی، همچنان به عنوان یک ضرورت ...
بیشتر
مقاومت بهعنوان یکی از مفاهیم بنیادین در آیات و روایات اسلامی، نقشی محوری در تکامل فردی و تعالی اجتماعی مسلمانان ایفا میکند. با وجود تأکید گسترده متون دینی، تبیین نظاممند منظومه مفهومی مقاومت و تحلیل پیوند آن با مفاهیمی چون صبر و استقامت، همچنین واکاوی دقیق مکانیسم تأثیرگذاری آن در سطوح فردی و اجتماعی، همچنان به عنوان یک ضرورت پژوهشی باقی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با محوریت آیات قرآن کریم و روایات معصومین(علیهم السلام)، در پی پاسخ به این پرسش است که مقاومت در منظومه فکری اسلام از چه چارچوب مفهومی برخوردار است و چه آثار مشخصی در ابعاد فردی و اجتماعی بر جای میگذارد.یافتهها نشان میدهد مقاومت، منظومهای به همپیوسته است که مفاهیم همخانوادهای چون صبر (به مثابه پشتوانه روانی) و استقامت (به عنوان شکل نهادینهشده آن) را دربر میگیرد. در بُعد فردی، این منظومه از طریق تقویت ایمان و توکل، به تهذیب نفس، کسب عزت نفس پایدار و رشد معنوی منجر میشود. در بُعد اجتماعی، این مفهوم با تبدیل شدن به گفتمانی جمعی، عامل انسجام امت، استقلال، پایداری فرهنگی و زمینهساز تحقق عدالت اجتماعی میگردد.در نتیجه، این پژوهش نشان میدهد که مقاومت در اندیشه اسلامی، فراتر از یک کنش دفاعی، "راهبردی تربیتی و تمدنی" است که از ایمان سرچشمه میگیرد، در پرورش اخلاقی فرد متبلور میشود و در صحنه جامعه به صورت قدرت جمعی و تحقق تمدن اسلامی ظهور مییابد.
مقاله پژوهشی
یحیی معروف؛ علی سلیمی؛ جهانگیر امیری؛ مریم جلالی نژاد
چکیده
داستانهای قرآنی، همواره به عنوان یکی از غنیترین منابع الهام شاعرانه در ادب عربی، بستری برای آفرینش تصاویر و مفاهیم بدیع بودهاند. شاعران معاصر با بهرهگیری از این داستانها، نه تنها پیوندی میان سنت و نوآوری برقرار کردهاند، بلکه آنها را به عنوان هنری زبانی برای بیان تجربههای زیسته خود به کار بردهاند. رومن یاکوبسن، زبانشناس ...
بیشتر
داستانهای قرآنی، همواره به عنوان یکی از غنیترین منابع الهام شاعرانه در ادب عربی، بستری برای آفرینش تصاویر و مفاهیم بدیع بودهاند. شاعران معاصر با بهرهگیری از این داستانها، نه تنها پیوندی میان سنت و نوآوری برقرار کردهاند، بلکه آنها را به عنوان هنری زبانی برای بیان تجربههای زیسته خود به کار بردهاند. رومن یاکوبسن، زبانشناس برجستۀ روس، با ارائه نظریه نقشهای ششگانه زبان، بنیان نوینی برای تحلیل عملکردهای ارتباطی متن ادبی فراهم ساخت. جابر الجابری، از شاعران معاصر عراق، با بهرهگیری از بینامتنیت قرآنی و رویکرد انتقادی، به بازتاب تجربۀ زیسته و تحولات اجتماعی سرزمین خود میپردازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، کارکرد ارجاعی بینامتنیت داستانهای قرآنی در شعر مقاومت جابر الجابری را بر مبنای نظریۀ ارتباطی رومن یاکوبسن مورد بررسی میکند. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که شاعر با شیوههایی بدیع، نه تنها داستانهای قرآنی را بازآفرینی میکند، بلکه آنها را ابزاری برای بیان دغدغههای معاصر، هویتسازی فرهنگی و انتقال پیامهای چندلایه در بستر مخاطب عرب امروز قرار میدهد. بررسی کارکرد ارجاعی شعر الجابری نشان داد که داستانهای قرآنی فراتر از ارجاعات سنتی، به ابزاری برای بازتعریف هویت و پیوند میان ادبیات و واقعیت اجتماعی بدل شدهاند. نوآوری پژوهش حاضر در آن است که با تلفیق رویکرد زبانشناختی یاکوبسن با شواهد بینامتنی قرآنی و تأکید بر تجربۀ زیستۀ جابر الجابری، امکان تفسیر چندلایه و پویا از ساخت و معنای شعر معاصر عرب و فرهنگ مقاومت و پایداری را فراهم میسازد.
مقاله پژوهشی
روح الله صیادی نژاد؛ زینب رحیمی مقدم
چکیده
تحلیل گفتمان شاخهای از زبانشناسی است که به بررسی زبان در بستر اجتماعی و فرهنگی میپردازد. در تحلیل گفتمان، هدف فقط فهم واژهها نیست، بلکه کشف قدرت، ایدئولوژی و روابط پنهان در پسِ گفتار است. تحلیل گفتمان نشان میدهد چگونه زبان میتواند ابزار سلطه، مقاومت یا اقناع باشد. این رویکرد با ترکیب زبانشناسی، جامعهشناسی و فلسفه، به ...
بیشتر
تحلیل گفتمان شاخهای از زبانشناسی است که به بررسی زبان در بستر اجتماعی و فرهنگی میپردازد. در تحلیل گفتمان، هدف فقط فهم واژهها نیست، بلکه کشف قدرت، ایدئولوژی و روابط پنهان در پسِ گفتار است. تحلیل گفتمان نشان میدهد چگونه زبان میتواند ابزار سلطه، مقاومت یا اقناع باشد. این رویکرد با ترکیب زبانشناسی، جامعهشناسی و فلسفه، به مطالعه معنا در تعاملات واقعی انسانها میپردازد. در تحلیل گفتمان، متن بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه زمینه، گوینده، مخاطب و هدف گفتار نیز اهمیت دارد. تحلیل گفتمان سطحی فراتر از تحلیل صرفاً زبانی دارد؛ یعنی بررسی میکند که هر کنش گفتاری در متن و موقعیت خاص خود چه تأثیری بر روابط قدرت، هویت و معنا میگذارد. بنابراین، نگارندگان برآنند با هدف بازنمایی قدرت در سخنرانیِ سیاسیِ سید حسن نصرالله پیرامون دهمین سالگرد پیروزی در جنگ تموز با رویکرد کیفی و روش توصیفی - تحلیلی به تطبیق نظریه کنشهای گفتاریِ بر سخنرانی ایشان بپردازند. از این رو، جمعآوری دادهها با انتخاب نمونههای عینی بر مبنای مطالعات الکترونیکی بودهاست. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که کنشهای اظهاری و کنشهای تعهدی به ترتیب بیشترین و کمترین بسامد را در این سخنرانی به خود اختصاص دادهاند. کنشهای گفتاری ترغیبی نصرالله با زبان دعوت، تشویق و گاه هشدار، مخاطبان خود را به ایستادگی، وحدت و مقاومت فرا میخواند. نوع کنشها برانگیختن عزم جمعی و استمرار گفتمان مقاومت است. با کنشهای عاطفی خود، پیوند عاطفی میان رهبر و ملت را تقویت کرده و گفتمان را انسانیتر میسازد، نصرالله با ترکیب هوشمندانهی کنشهای ترغیبی، التزامی، اظهاری، بیانی و اعلامی، گفتمانی میسازد که همزمان عقلانی، عاطفی و ایدئولوژیک است و در خدمت تثبیت هویت مقاومت قرار میگیرد.
مقاله پژوهشی
علی اکبر نورسیده؛ مدیحه کریمی
چکیده
ادبیات بهویژه ادبیات مقاومت بهعنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ و سندی تاریخی، در کنار خلاقیّتهای ادبی، نقشی کانونی در انتقال وقایع تاریخی از خلال قابلیتهای زبانی خود و بازنمایی دلاوریها و تبیین سازوکارهای مقاومت دارد که به حفظ هویت ملی جامعه میانجامد. در این میان، تحلیل عملکردهای درونی متن در کنار تلاشهای تئوریپردازانی ...
بیشتر
ادبیات بهویژه ادبیات مقاومت بهعنوان یکی از ارکان اصلی فرهنگ و سندی تاریخی، در کنار خلاقیّتهای ادبی، نقشی کانونی در انتقال وقایع تاریخی از خلال قابلیتهای زبانی خود و بازنمایی دلاوریها و تبیین سازوکارهای مقاومت دارد که به حفظ هویت ملی جامعه میانجامد. در این میان، تحلیل عملکردهای درونی متن در کنار تلاشهای تئوریپردازانی چون زیگموند فروید به گرهخوردگی ادبیات با حوزههایی همچون روانشناسی و تحلیل متون بر پایه چنین رویکردی انجامید که با ارائه الگوهای عملی در بستر روایت، به درک عمیقتر تجارب انسانی منجر میشود که امروزه توجه پژوهشگران را به خود معطوف داشتهاست. در این حوزه، نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل را میتوان ابزاری کارآمد برای سنجش روانشناسانه مقاومت دانست. در این راستا پژوهش حاضر بر آن است تا به چگونگی میزان نمود مؤلفههای شخصیت سالم در نظریه ویکتور فرانکل در داستان "شیء لا یذهب" اثر غسان کنفانی، نویسنده و فعال سیاسی فلسطینی و همچنین بررسی نقش این مؤلفهها در تکوین شخصیت قهرمان داستان با بهکارگیری روش توصیفی _ تحلیلی بپردازد. نتایج حاکی از آن است که مؤلفه آزاد و انتخابگر بودن نمود بیشتری در داستان مذکور دارد؛ چراکه این مؤلفه نقش کلیدی در هدایت جهانبینیها و کنشها دارد و بستر جنگ بهعنوان تکانهای محدود کننده و بازدارنده برجستگی این مؤلفه را دو چندان نمایان میسازد. همچنین مؤلفههای شخصیت سالم، لیلی را از شخصیتی خودمحور، به شخصیتی دگرمحور و از خود فرا رَوَنده و مقاوم در برابر پوچگرایی تعالی بخشیدهاند.
مقاله پژوهشی
محمدرضا موحدی؛ زهرا خمسه تبار
چکیده
رمان آتش به اختیار از آثار شاخص محمدرضا بایرامی در حوزه ادبیات مقاومت است که با نگاهی واقعگرایانه و ساختاری مدرن به روزهای پایانی جنگ ایران و عراق میپردازد. این مقاله با رویکرد ساختارگرایانه و با بهرهگیری از نظریۀ ژانر و دیدگاه جاناتان کالر دربارۀ «ماهیت ادبیات»، ساختار روایی، تکنیکهای روایت، شخصیتپردازی، زبان و مضمون ...
بیشتر
رمان آتش به اختیار از آثار شاخص محمدرضا بایرامی در حوزه ادبیات مقاومت است که با نگاهی واقعگرایانه و ساختاری مدرن به روزهای پایانی جنگ ایران و عراق میپردازد. این مقاله با رویکرد ساختارگرایانه و با بهرهگیری از نظریۀ ژانر و دیدگاه جاناتان کالر دربارۀ «ماهیت ادبیات»، ساختار روایی، تکنیکهای روایت، شخصیتپردازی، زبان و مضمون رمان را تحلیل میکند. نتایج این بررسی نشان میدهد که بایرامی با استفاده از تکنیک وقفه، روایتهای تو در تو و برجستهسازی زبانی، تجربه ذهنی و روانی سربازان را بازآفرینی میکند. این رمان ، غالباً نگاه حماسی و عملیاتی دارد. روایت بیشتر حول ماموریتها، تصمیمگیریهای استراتژیک و اثر جنگ بر جمعیت و جامعه است. مضمون غالباً ملی-جمعی است و فرد در بافت جمعی و اخلاقیات جمعی ارزیابی میشود. در «آتش به اختیار»، اگرچه شخصیتها نیز در متن جنگ قرار میگیرند، غالباً تمرکز بر جمع و گروه است و شخصیتهای متعدد در برابر حوادث، واکنشها و تصمیمات مختلف نشان میدهند. تمرکز کمتر بر یک شخصیت محوری و بیشتر بر تعاملات گروهی و شرایط اجتماعی-جنگی است. مضمون اصلی رمان نه صرفاً حماسه و ایثار، بلکه نمایش بیپایانی جنگ، فرسودگی روانی و اعتراض به بیعدالتی فرماندهی است. این اثر، رمانی ضدجنگ اما عمیقاً انسانی است که خواننده را به مشارکت در کشف معنای داستان وادار میکند. مقاله حاضر با استناد به نقلقولهای مستقیم از رمان نشان میدهد چگونه فرم و محتوا در این اثر در خدمت بیان وضعیت تراژیک انسان قرار میگیرد.
مقاله پژوهشی
یوسف متقیان نیا؛ عبدالوحید نویدی
چکیده
ألهمت عزیمة الإمام الحسین (ع) الراسخة وإیثاره فی وجه الظلم والجور الشعراء لإشادة فضائله وشجاعته، ورأوا فیه رمزاً للصمود فی وجه الظلم، ومنارة أمل للساعین إلى الحق والعدل. وحاول الشعراء أن یبرزوا هذه الظلامة التاریخیّة بأنماط تعبیریّة مختلفة، وکانت الثنائیات الضدیّة نمطاً تعبیریاً قائم علی الفکر والعاطفة، حیث یتمکن الشاعر من خلال ...
بیشتر
ألهمت عزیمة الإمام الحسین (ع) الراسخة وإیثاره فی وجه الظلم والجور الشعراء لإشادة فضائله وشجاعته، ورأوا فیه رمزاً للصمود فی وجه الظلم، ومنارة أمل للساعین إلى الحق والعدل. وحاول الشعراء أن یبرزوا هذه الظلامة التاریخیّة بأنماط تعبیریّة مختلفة، وکانت الثنائیات الضدیّة نمطاً تعبیریاً قائم علی الفکر والعاطفة، حیث یتمکن الشاعر من خلال تجاور الأفکار أو الصور المتناقضة، خلق جو من التوتر والعمق فی عمله، مما یدعو القارئ للتفاعل مع النص على مستوى أعمق. من هنا وقع الاختیار علی قصیدة «وجه الصباح» الحسینیة لجعفر الحلی لدراسته بناءً علی هذه الظاهرة، وباستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، مستعیناً بالإستقراء التام لأبیات القصیدة، وتبین الثنائیات المتضادة ودورها العقدی والجمالی فی القصیدة المذکورة. ویأخذ البحث أهمیته وضرورته من هذه ظاهرة الواسعة الانتشار فی النقد الأدبی والفکری الحدیث. وتظهر نتائج البحث أنّ الثنائیات الضدیة کانت حاضرة بقوّة فی قصیدة «وجه الصباح» لجعفر الحلی حیث استطاع الشاعر أن یکثف الدلالات، والمشاعر، والتعابیر بصورة مختزلة، واحاسیس متناقضة. ووظف الشاعر ثنائیة اللیل والصباح بدلالات متراکمة عن الهمّ، والأرق، لیبرز صورة قلقة واضطرابه الفکری. وأما ثنائیة أهل البیت وبنی أمیة فتمّ استخدمها بالنسق المضمر لتکشف التناقض الصارخ بین معتقد الإمام الحسین وحقانیته، وجور أعدائه الأمویین زیف حجتهم. وفی ثنائیة الخوف والشجاعة رسمت هذه الثنائیة الضدیّة صوراً بلاغیّة فعالّة تدل العزیمة الجادّة والأقدام الثابتة للحسین وأصحابه. وبلغت هذه ثنائیة ذروتها فی المشهد البطولی لقتال العباس (ع)، حیث یکرّ بوجه مبتسم، وأعدائه منهزمة منکسرة. وأما فی ثنائیة الحزن والألم فیصوّر الشاعر مشهداً درامیّاً فی قتل العباس (ع) حیث تختلط دمعة الحسین وغربته، بشماتة الأعداء وتمادیهم، وسبیهم للخیم والنساء.